تبليغاتX
مسافر غریب - رهنمون
مسافر شهر غمی، غریبی مثل خودمی
۱.عشق مثل آب ميمونه.....  که ميتوني توي دستت قايمش کني.....  آخرش يه روز دستت رو باز ميکني ميبيني نيست.....  قطره قطره چکيده بي انکه بفهمي....  اما دستت پر از خاطره است.

۲.هميشه صداهاي بلند را ميشنويم، پررنگ ها را ميبينيم، سخت ها را ميخواهيم. غافل ازينکه خوبها هميشه آسان ميآيند، بي رنگ مي مانند و بي صدا مي روند

۳.هيچ چيز ويرانگرتر ازاين نيست كه متوجه شويم كسي كه به آن اعتماد داشته ايم عمري فريبمان داده است    

                              " يکي باش براي يک نفر ... نه تصويري مبهم در خاطره ها "

+ نوشته شده در  Sat 7 Jul 2007ساعت 12:19 PM  توسط دانیال |